تبلیغات
سنگر دل - حداقل ها...
دل سنگریست امن، که با خدا بودن موجبش می شود.
دوشنبه 2 تیر 1393 :: نویسنده : مرتضی محمدی
پیش نوشت:
- در هیاهو و شلوغی شهر خسته شدم..
- تابستان، فصل اردوهای جهادی رسید..
- وسایلم رو جمع کردم زدم به کوه و جنگل..

طبیعت زیبا

- چه طبیعتی..
براستی عجب خالقی هست خدا..
و براستی ماهرترین نقاش خداوند است..
زبان و کلمات از توصیف این زیبایی ها زمین گیر شده..
طبیعت برایمان عادی بود، ولی هربار که پا به منطقه ای جدید می گذاریم، طبیعتی وصف نشدنی را می بینیم..

درختانی که در جلگه ها، دامنه و بر فراز کوه ها سربرافراشته اند..
چشمه ها، نهرها و رودهایی که از لا به لای جنگل عبور می کنند و آب روستاها را تامین می کنند..
گاهی این رودها در دل جنگل آبشارهایی را به وجود می آورند..  گاهی نیز آبشخور گوسفندان می شوند..
گاهی آنقدر بالا می رویم که در کنار و حتی بالاتر از ابرها قرار میگیریم..
این ابرها در لا به لای درختان به دام می افتد و تصویری زیبا به چشم می دهد.. گاهی نیز  ابرها به زیر پای ما به مانند دشتی از پنبه و پر می شود که آدم دلش میخواهد روی این تشک نرم بپرد..
آنقدر بالا میرویم که احساس به عقل میگوید هم اکنون خداوند نزدیک و در کنار توست.. خدایی که از کودکی برایمان  در آسمان ها تداعی می شده..
و این در حالی است که به فرموده خداوند،همواره نزدیک تر از رگ به ماست..  و ما غافل از آنیم...
این ضعیف ترین وصفی بود که میتوانستم درباره طبیعتی که دیدم بنویسم..


بالاتر از ابرها

هدف بازدید از مناطق محروم است، به روستاها که می رسیم، با مردم آنجا سلام و احوالپرسی می کنیم..
از مشکلاتشان که برایمان می گویند، از شرمندگی سر پایین می اندازیم..
بعضی از آنها از نداشتن خانه مناسب می گویند..
بعضی از نبودن برق..
بعضی از نبودن تلفن..
بعضی از نبودن مسیری برای رفت و آمد..
بعضی ها هم دغدغه شان درس و تحصیل و نبودن مدرسه ای برای دانش آموزان است..

کودک در کنار گوسفند

کودکانی که در عین درس خواندن در کار هم به پدر و مادرشان کمک میکنند..
کودکی که دغدغه اش سالم رسیدن گله به خانه اش است، و در عین حال خوشحال است و لبخند به لب دارد، چراکه تکالیف فردایش را انجام داده، قبل از سپیده صبح، شاد و خرم مسیر چندین کیلومتری (سه ربعی) جنگل را میپیماید تا صبح به موقع به مدرسه برسد..
و در مسیر پر پیچ و خم برفگیر ایام زمستانی ، ترس از حمله گرگ همواره با اوست..
کودک از کفشی که دارد مدتها با وصله و پینه نگهداری می کند..
ولی جالب اینجاست که با همه سختی ها دست از تحصیل بر نمی دارد..
خانه ای را دیدم که فقط یک اتاق بود، برای تعداد پنج و یا شش نفر..
صاحب خانه میگفت: ایام زمستان، داخل و بیرون خانه فرقی با هم ندارد..
سقف خانه شاهد و گواه این ادعا بود..
و این چنین خانه ها زیاد بودند..
روستایی بود که کلاس درسش بیشتر به مانند.........!!
روستایی بود که مسیر ماشین رو هنوز نداشت..
روستاهایی هنوز هستند که از حداقل امکانات محرومند و...

درد نوشت:
و براستی محرومیت گیلان در پشت سرسبزی هایش مخفی است..
و چگونه آسوده می خوابیم وقتی کسانی در کنار گوشمان از حداقل ها محرومند..
خدایا........





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : گیلان، زیبایی گیلان، محرومیت و زیبایی، عرصه یابی اردوهای جهادی، اردوی جهادی، طبیعت دست نخورده،


درباره وبلاگ

مطلب اینست که گاه گاهی عقل و منطق در کنار هم و با یاری یکدیگر نمی توانند حریف گواه دل شوند، دلی که با خدا باشد همیشه و بدون شک پیروز است، پس بیاییم در این دنیای وانفسا که مرز بین حق و باطل همجون تار مویی است، این دل را با وجود خدا تبدیل به سنگری امن نماییم.
مدیر وبلاگ : مرتضی محمدی
موضوعات
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :